این آقای مسعود مهاجر، روزنامه‌نگار قدیمی و سردبیر مجلات تخصصی حمل‌ونقل که دوستی مختصری باهم داریم؛ تلنگری به حافظه‌ام زد، حافظه‌ای که حالا دیگر قدیمی شده است. خواست سری بزنم به دهه‌ی شصت ایران ایر و به یاد بیاورم که چه اتفاق افتاد که هواپیمایی ایران ایرتور، از دل هما بیرون آمد و چه شد که هما این تحفه را حامله شد؟

به خاطر می‌آورم که در اوج شکوفایی ایران ایر، در دهه 40 و 50 مسافرین گروهی و تورها و همچنین اجاره هواپیما، به عهده واحد چارتر در قسمت بازرگانی بود. مسئولی داشت به نام منصور لاهیجی که روحش شادباد. اجاره هواپیما و تورهای گروهی را با برچسب ایران ایرتورز، در این واحد سروسامان می‌داد.

بعدازاینکه انقلاب شد و گروگان‌گیری و جنگ. غربی‌ها با یار قدیمی‌شان که ما بودیم قهر کردند و فروش هواپیماهایی را که خرید آن‌ها برنامه‌ریزی‌شده بود، به حالت تعلیق درآوردند. شرکت بعد از چند سال اولیه جنگ، دوباره روی پایش، اما با ضرر ایستاد و از انفعال خارج شد. شرکت‌های بین‌المللی، پروازهایشان را به ایران قطع کرده بودند. بازار مسافر دوباره در حال جان گرفتن بود. خروج اتباع ایرانی از ایران به خاطر جنگ و عوارض آن، شروع‌شده بود. بازار سیاه بلیت کره و ژاپن دردسر بزرگی برای هما بود. جوانان جویای کار به این دو مقصد سرازیر شده بودند.

 

تا سال 65 هما و آسمان تنها شرکت‌هائی بودند که پرواز داخلی داشتند.کیش ایر تازه تأسیس‌شده بود و آسمان در ایستگاه شیراز متمرکز بود و برابر اساسنامه‌اش به‌عنوان مکمل پروازهای هما عمل می‌کرد. معمولاً دو پرواز در هفته از شهرهای بزرگ به تهران وجود داشت و این جوابگوی نیازهای تازه بعد از انقلاب نبود. نمایندگان مجلس نیازهای خودشان را به حوزه نمایندگی‌شان تسری می‌دادند و برای ایجاد خط پرواز از منطقه انتخابی، به هما و دولت فشار فراوان می‌آوردند. اجاره و خرید هواپیمای غربی با شرایط جنگ و تحریم توجیه اقتصادی نداشت و هما صرفاً به‌عنوان انجام‌وظیفه به مراکز استان‌ها سرویس می‌داد. در شرایط انقلابی و جامعه بی طبقه توحیدی آن دوره، دیگر استفاده از هواپیما، مختص قشر مرفه نبود. کوخ‌نشین‌ها هم انتظار سفر با هواپیما را داشتند. اغلب دولتی‌ها و مجلسی‌ها از همین قشر‌ها بودند و روی خوش به افزایش نرخ‌های داخلی نشان نمی‌دادند. آن زمان معاونت ایران ایر را داشتم .